***کلبه عشق*** عشق نويسندگان پنج شنبه 27 بهمن 1390برچسب:, :: 8:52 :: نويسنده : محمدامین
آرزوی ۴ حیوان! جوجه تیغی: نازش کنن! پاندا: عکس رنگی بگیره! گوسفند: جلوی وانت بشینه! خر: نمی گم داغ دلت تازه نشه! … پنج شنبه 27 بهمن 1390برچسب:, :: 8:32 :: نويسنده : محمدامین
سلام ، واست کارت شارژ خریدم ، زحمت خراشیدنش با خودت! |||||||||||||||||||||||||
+++++++++++++ LLLLLLLΓ\ این اتوبوس فقط خوشکلاروسوار میکنه بیزحمت بروکنار ! +++++++++++++ سروده حافظ پس از طلاق عیالش: یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش، اونقدر لوس و ننر شد که سپردم به ننه اش! +++++++++++++ وقتی یه بار ازدوست ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده +++++++++++++ تو توی دماغه من چکار میکنی؟جنبه شوخی داشته باش!!میخواستم بگم تو نفسه منی +++++++++++++ اگه یه شاپرک دنباله یه گل خوشبو میگشت،تورو خدا نگو من کجام +++++++++++++ روزگارغریبیه:دهقان فداکارپیرشده .چوپان دروغگوعزیزشده. شنگولومنگول گرگ شدن. کوکب خانم حوصله مهمون نداره. کبری دماغشوعملکرده. زاغ وروباه دستشون تو۱کاسه اس. حسنک گوسفنداشو ولکرده تو شرکت آبدارچی شده. آرش کمانگیر معتادشده. رستم اسبش رو فروخته موتورخریده و بااسفندیارمیرن کیف قاپی راستی تودرچه حالی!؟ +++++++++++++ وقتی که با نمکی ، خیلی تکی ! منم دوست دارم ، با هر کلکی !! +++++++++++++ اولین چیزی که بهش دلبستم توبودی،آروم وقرارنداشتم.. گریه میکردم.. تورومیخواستم. میدونستم تونباشی نمیخوابم.. . . خیلی دوستت دارم پستونک@ پنج شنبه 27 بهمن 1390برچسب:, :: 8:28 :: نويسنده : محمدامین
هر شب که انتظارت را می برم به روز / شرمنده ام که بی تو نفس میکشم هنوز .
تا کجا باید سفر کرد تا کجا باید دوید / از کجا باید گذر کرد تا به قلب مهربان تو رسید ؟
وقتی دوتا دوست با هم صمیمی اند ، مرگ فقط یکی را داغدار می کند ولی جدایی هر دوتا رو !
چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:, :: 17:38 :: نويسنده : محمدامین
تو آنقدر ساده و راحت آمدی که من شیفته صداقت و سادگیات شدم،
نمیخواهم به این زودی ها از دستت بدهم، مرا تنها نگذار! کاش می شد قایق خسته جسمم در ساحل وجودت آرام گیرد..
و من می توانستم کوله بار سنگین دردهایم را در بیراهههای بیقراری، آنجا که دست هیچ آدمی زادی به آن نرسدرها کنم.. و مجبور نبودیم در میانه راه، دیوار سرد جدایی را پیش رو ببینیم.
کاش تا آخر راه دل به جاده می سپردیم مثل سایه، مثل رویا... آیا طاقت میآورم این همه خاطره را رها کنم و آیا تو می توانی با بیاحساس ترین احساسها رها شوی!؟ و آیا از این مرداب و پهن دشت وسیع به سلامت خواهیم گذشت؟؟؟ یک شنبه 9 بهمن 1390برچسب:, :: 18:28 :: نويسنده : محمدامین
یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم ... یک شنبه 9 بهمن 1390برچسب:, :: 18:28 :: نويسنده : محمدامین
رفت تنهایی، آمد جای آن یک عشق آسمانی
شکست شیشه غمها،شد روزگارم مثل آن روزها،روزهایی که با تو بودم و تو در کنارم، مگر اینکه این روزها تنها از درد دلتنگی بنالم! ناله های من نیز همراه با نفسهای دلتنگیست این حال و هوایی که در من میبینی همیشگیست، همین یک ذره غباری هم که بر روی دلم نشسته از خستگی لحظه های دوریست. نه در رویاهایم تو را سوار بر اسب سفید میبینم نه مثل پرنده در آسمانها ، من تو را بی رویا ،همینجادر کنار خودم میبینم، که نشسته ای بر روی پاهایم، خیلی خوب فهمیده ای که چقدر دوستت دارم من تو را دارم ،فقط تو را تا به حال دیده بودی دیوانه ای همچو من را؟ چند لحظه به وسعت تمام لحظه ها، نگاهت میکنم و همین میشود که من تو را حس میکنم یک احساس بی پایان که تو را در بر گرفته و درونم را از عطر حضور عاشقانه ات پر کرده تویی قبله راز و نیازهایم ، دستانت را به من سپرده ای و گرم شده دستهایم... تو اینجا هستی و من همانجا ، احساس میکنی تپشهای قلب من را؟ یک عمر ، یک دنیا احساس را بر روی دوشم میکشانم تا برسم به جایی که هنوز هم خستگی در تنم نباشد ، آنقدر عاشق باشم که هنوز همه وجودم گرم باشد ، تو در قلبم باشی و من دیوانه ات باشم. تا همینجا همین خط،بگذار آخر خطمان را نشانت دهم آخر خط ما یک نقطه چین است... میخواهم همه بدانند که عشقمان ابدی است... یک شنبه 9 بهمن 1390برچسب:, :: 18:28 :: نويسنده : محمدامین
______¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤---------------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤-------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ___¤¤¤¤¤----------------------¤¤¤-¤¤¤-----------------------¤¤¤ __¤¤¤¤¤--------------سلامی به گرمی خورشید---------------¤¤¤ _ ¤¤¤-هرگز به کسی اجازه نده تا رویاهای تورا زیر سوال ببرد-¤¤¤ ¤¤¤------------------------------------------------------------------------¤¤¤ ¤¤¤--در سراشیبی که نامش زندکیست------------------------------¤¤¤ ¤¤¤------باهمه بیگانگیها میروم------------------------------------------¤¤¤ ¤¤¤----------در سکوت سرد غمگین زمان------------------------------¤¤¤ ¤¤¤--------------بی هدف بی یار و تنها میروم------------------------¤¤¤ _¤¤¤----------------در سراشیبی که نامش زندگیست------------¤¤¤ __¤¤¤------------------می روم شاید که در دشت بزرگ--------¤¤¤ ____¤¤¤-------------------باز یابم آنچه را گم کرده ام--------¤¤¤ ______¤¤¤------------------موفق باشی-----------------¤¤¤ _________¤¤¤-----------دوستون داارم-------------¤¤¤ ____________¤¤¤¤¤¤--I LOVE YOU---¤¤¤¤¤¤ _____________¤¤¤--------------------------¤¤¤ ________________¤¤¤---------------¤¤¤ ___________________¤¤---بای---¤¤ ____________________¤¤¤¤¤¤¤ ______________________¤¤¤¤ ______________________¤¤¤ _______________________¤ یک شنبه 9 بهمن 1390برچسب:, :: 18:28 :: نويسنده : محمدامین
![]() یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم ... یک شنبه 9 بهمن 1390برچسب:, :: 18:28 :: نويسنده : محمدامین
![]() روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ، ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت، به وسعت دنیای بی همتایت هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،امواجی از یاد تو را میخواهم در دریای خاطره های به یادماندنی همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است، چقدر قلبت زیباست... چه بی انتهاست قصر عشق تو و من ،چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ،در کنار تو تویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه کس عزیزتر میخوانمت تا دلم آرام بماند پيوندها
|
|||||||||||||||||
![]() |